الا ای آهوی وحشی کجایی

مرا با توست چندین آشنایی

.

دو تنها و دو سرگردان دو بی‌کس

دد و دامت کمین از پیش و از پس

لاابالی چه کند دفتر دانایی را

طاقت وعظ نباشد سر سودایی را

حکایت کنند از بزرگان دین

حقیقت شناسان عین الیقین

از جمــادی مـــُردم و نـــامی شـدم

وز نمـــا مـردم به حیوان بــــر زدم

.

من اگر دست زنانم نه من از دست زنانم
نـــه از اینم نــه از آنم مــن از آن شهر کـلانم

.

ای عاشقــان ای عاشقـان پیمانه را گم کرده ام

درکنج ویران مــــانده ام ، خمخــــانه را گم کرده ام

.

بیا ساقی آن می که حال آورد

کرامت فزاید کمال آورد

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما

 فتاد طائری از لانه و ز درد تپید

بزیر پر چو نگه کرد، دید پیکانی است

.

هرمز را گفتند وزیران پدر را چه خطا دیدی که بند فرمودی گفت خطایی معلوم نکردم و لیکن دیدم که