۱۹ مطلب با موضوع «شعر :: شهریار» ثبت شده است

محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار) یکی از بزرگ‌ترین شاعران معاصر ایران است که غزل‌های عاشقانه‌اش جایگاهی ویژه در ادبیات فارسی دارد. از میان آثار او، شعر «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟» بیش از بقیه در دل‌ها جا گرفته است. این شعر روایت حسرتی عمیق و عشقی است که به ثمر نرسیده. در ادامه، علاوه بر متن کامل شعر، به داستان سرودن آن، تحلیل ادبی و پیام‌های نهفته‌اش می‌پردازیم.

شعر عاشقانه «در دیاری که در او نیست کسی یار کسی» از استاد شهریار، نمونه‌ای از احساسات عمیق و بی‌پایان عشق در ادبیات معاصر ایران است. این دوبیتی زیبا با واژگانی شورانگیز، دل هر عاشق و اهل ادب را به لرزه درمی‌آورد. شما می‌توانید متن کامل این شعر را در مجله اینترنتی مروارید مطالعه کنید.

شعر مرغ زخمی از شهریار با مطلع «ای جگر گوشه کیست دمسازت». یکی از زیباترین اشعار عاشقانه شهریار با مضامین عشق و اندوه را در مجله اینترنتی مروارید بخوانید.

شعر ویلن تاج‌بخش از شهریار با مطلع «شنیده‌ام که به شاهان عشق بخشی تاج». یکی از اشعار عاشقانه و موسیقایی شهریار را در مجله اینترنتی مروارید بخوانید.

شعر «فَرُّخا از تو دلم ساخته با یاد هنوز» از شهریار. یکی از غزل‌های عاشقانه و پر احساس شهریار که با یاد معشوق آغاز می‌شود. این شعر زیبا را در مجله اینترنتی مروارید بخوانید.

شعر زیبای شهریار با مطلع "بهار آمد که بازم گل به باغ و بوستان خواند"؛ شعری پر از طراوت، عشق و تصویرسازی شاعرانه از بهار و زندگی.