مردمان روزگار ما

دوشنبه, ۸ بهمن ۱۳۹۷، ۰۶:۵۲ ب.ظ

پیرمرد بر صندلی اش روی ایوان نشسته بود و پیپ می کشید. سوار خسته، لبه کلاهش را بالا داد و از پیرمرد پرسید:
«هی! پیری! مردم اینجا چه جور آدمهایی اند؟»
پیرمرد پرسید: «مردم شهر تو چه جوری هستند؟»
سوار گفت : «مزخرف!»
پیرمرد گفت : «اینجا هم همین طور»
چند ساعت گذشت. سوار دیگری رسید و همان سوال را از پیرمرد پرسید. و باز پیرمرد گفت : « مردم شهر تو چه جوری هستند؟»
سوار گفت : «خوب! ... مهربان هستند»
پیرمرد گفت : « اینجا هم همینطور!»
نویسنده: جرج هایشمن


داستان های پندآموز

🌸 با هم به کودکان سرطانی کمک کنیم 🌸

با کمک‌های کوچک خود، امید بزرگی در دل کودکان سرطانی بکاریم.

نظر شما برای ما ارزشمند است

💬 خوشحال می‌شویم دیدگاه ارزشمند شما را در بخش نظرات بخوانیم. تجربه‌های شما می‌تواند راهنمای دیگران باشد.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی