عنوان بنر عنوان بنر عنوان بنر عنوان بنر عنوان بنر عنوان بنر

آبشار سه کیله

آبشار سه کیله

.

آبشار سه کیله در استان مازندران واقع است. این آبشار در 3 کیلومتری شرق روستای سه کیله روستای سـه کیله در منطقـه پی رجه و در فاصله 18 کیلومتری شهرستان نکاء قرار دارد. ارتفاع آبشار در حدود 30 متر و از بالای صخره بیرون زده ای آب را به صورت قطرات ریز آب به پایین میریزد.از روستاهای اطراف می توان به درویشان ، کُرداب و اُکِرکا اشاره کرد .اطراف روستای سه کیله پوشیده از درختان جنگلی می باشد. در میان این جنگلها و در قسمت شمالی روستا رودخانه مهربان رود قرار دارد که در فصل تابستان پذیرای مسافران زیادی است.

همچنین آب معدنی قُرمَرَض در مسیر روستای سه کیله قرار دارد. این چشمه زلال که امروزه از آن به عنوان تفریحگاه هم استفاده می شود برای برخی امراض کلیوی مفید است و در طول سال مسافران و گردشگران زیادی از شهرها و استانهای اطراف از این منطقه جنگلی دیدن می کنند .

در دل این جنگلهای سرسبز چشمه های زیادی از جمله : چشمه 10 متری ، 4 متری و سَیِدمیولی وجود دارد که منطقه 4 متری و سَیِدمیولی بعلت قرارگرفتن در کنار جاده اصلی به عنوان تفریحگاه هم مورد استفاده قرار می گیرد. چشمه های دیگری هم در داخل روستا وجود دارد.از میان آنها می توان به سیما چشمه ، هَلی چشمه ، کَندِل چشمه ، فتحعلی چشمه و اِفرا بِن چشمه نام برد که آب آشامیدنی روستا از همین چشمه ها تأمین می گردد. از آبشارهای نزدیک به این منطقه میتوان به آبشار روستای درویشان واقع در شرق این منطقه اشاره کرد.


سیری در ایران

غزل ۱

غزل ۱


اول دفتر به نام ایزد دانا

صانع پروردگار حی توانا

...

اکبر و اعظم خدای عالم و آدم

صورت خوب آفرید و سیرت زیبا

...

از در بخشندگی و بنده نوازی

مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا

...

قسمت خود می‌خورند منعم و درویش

روزی خود می‌برند پشه و عنقا

...

حاجت موری به علم غیب بداند

در بن چاهی به زیر صخره صما

...

جانور از نطفه می‌کند شکر از نی

برگ‌تر از چوب خشک و چشمه ز خارا

...

شربت نوش آفرید از مگس نحل

نخل تناور کند ز دانه خرما

...

از همگان بی‌نیاز و بر همه مشفق

از همه عالم نهان و بر همه پیدا

...

پرتو نور سرادقات جلالش

از عظمت ماورای فکرت دانا

...

خود نه زبان در دهان عارف مدهوش

حمد و ثنا می‌کند که موی بر اعضا

...

هر که نداند سپاس نعمت امروز

حیف خورد بر نصیب رحمت فردا

...

بارخدایا مهیمنی و مدبر

وز همه عیبی مقدسی و مبرا

...

ما نتوانیم حق حمد تو گفتن

با همه کروبیان عالم بالا

...

سعدی از آن جا که فهم اوست سخن گفت

ور نه کمال تو وهم کی رسد آن جا

...

سعدی

یکشب با قمر

یکشب با قمر


از کوری چشم فلک امشب قمر اینجاست

آری قمر امشب به خدا تا سحر اینجاست

...

آهسته به گوش فلک از بنده بگوئید

چشمت ندود این همه یک شب قمر اینجاست

...

آری قمر آن قمری خوشخوان طبیعت

آن نغمه سرا بلبل باغ هنر اینجاست

...

شمعی که به سویش من جانسوخته از شوق

پروانه صفت باز کنم بال و پر اینجاست

...

تنها نه من از شوق سر از پا نشناسم

یک دسته چو من عاشق بی پا و سر اینجاست

...

هر ناله که داری بکن ای عاشق شیدا

جائی که کند ناله عاشق اثر اینجاست

...

مهمان عزیزی که پی دیدن رویش

همسایه همه سرکشد از بام و در اینجاست

...

ساز خوش و آواز خوش و باده دلکش

آی بیخبر آخر چه نشستی خبر اینجاست

...

ای عاشق روی قمر ای ایرج ناکام

برخیز که باز آن بت بیداد گر اینجاست

...

آن زلف که چون هاله به رخسار قمر بود

بازآمده چون فتنه دور قمر اینجاست

...

ای کاش سحر ناید و خورشید نزاید

کامشب قمر این جا قمر این جا قمر اینجاست

...

شهریار

طور تجلی

طور تجلی


شب به هم درشکند زلف چلیپائی را

صبحدم سردهد انفاس مسیحائی را

...

گر از آن طور تجلی به چراغی برسی

موسی دل طلب و سینه سینائی را

...

گر به آئینه سیماب سحر رشک بری

اشک سیمین طلبی آینه سیمائی را

...

رنگ رؤیا زده ام بر افق دیده و دل

تا تماشا کنم آن شاهد رؤیائی را

...

از نسیم سحر آموختم و شعله شمع

رسم شوریدگی و شیوه شیدائی را

...

جان چه باشد که به بازار تو آرد عاشق

قیمت ارزان نکنی گوهر زیبائی را

...

طوطیم گوئی از آن قند لب آموخت سخن

که به دل آب کند شکر گویائی را

...

دل به هجران تو عمریست شکیباست ولی

بار پیری شکند پشت شکیبائی را

...

شب به مهتاب رخت بلبل و پروانه وگل

شمع بزم چمنند انجمن آرائی را

...

صبح سرمی کشد از پشت درختان خورشید

تا تماشا کند این بزم تماشائی را

...

جمع کن لشکر توفیق که تسخیر کنی

شهریارا قرق عزلت و تنهائی را

...

شهریار

دانش

ز گهواره تا گور دانش بجوی

سایت جامع علمی وسرگمی دانش
آرشیو مطالب
نویسندگان
عنوان بنر