دانش

سایت جامع علمی ,فرهنگی وسرگرمی دانش

دانش

سایت جامع علمی ,فرهنگی وسرگرمی دانش

مطالب پیشنهادی
دسته ها
آخرین نظرات
  • ۱ بهمن ۹۷، ۰۰:۳۸ - نیلوفر کیانی
    ممنون !

۱

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد


جوک20

نظرات  (۱)

۱۵ دی ۹۷ ، ۱۳:۱۶ هادی اسماعیلی فضل
سلام وب خوبی دارین. تک بیت همراه با عکس نوشته خواستین در خدمتیم.
از آن دمی که گرفتم تو را در آغوشم
هنوز پیرهنم را نشسته می پوشم

مثل سردرد پس از طی شدن مستی ها
خسته ام مثل تمام دهه ی شصتی ها

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی