دانش

سایت جامع علمی ,فرهنگی وسرگرمی دانش

دانش

سایت جامع علمی ,فرهنگی وسرگرمی دانش

مطالب پیشنهادی
دسته ها
آخرین نظرات
  • ۱ بهمن ۹۷، ۰۰:۳۸ - نیلوفر کیانی
    ممنون !

آخرین مطالب

۱۱ مطلب با موضوع «ادبیات :: پروین اعتصامی» ثبت شده است

گردون نرهد ز تند رفتاری

گیتی ننهد ز سر سیه‌کاری

.

از گرگ چه آمدست جز گرگی

وز مار چه خاستست جز ماری

تا ببازار جهان سوداگریم

گاه سود و گه زیان میوریم

.

گر نکو بازارگانیم از چه روی

هرگز این سود و زیانرا نشمریم

سخن گفت با خویش، دلوی بنخوت

که بی من، کس از چه ننوشیده آبی

.

ز سعی من، این مرز گردید گلشن

ز گلبرگ پوشید گلبن ثیابی

 

فتاد طائری از لانه و ز درد تپید

بزیر پر چو نگه کرد، دید پیکانی است

.

به لاله نرگس مخمور گفت وقت سحر

که هر که در صف باغ است صاحب هنریست

تو بلند آوازه بودی، ای روان

با تن دون یار گشتی دون شدی

ای گربه


ای گربه، ترا چه شد که ناگاه

رفتی و نیامدی دگر بار

.

آیین آیینه


وقت سحر، به آینه‌ای گفت شانه‌ای

کاوخ! فلک چه کجرو و گیتی چه تند خوست

...

ما را زمانه رنجکش و تیره روز کرد

خرم کسیکه همچو تواش طالعی نکوست

...

هرگز تو بار زحمت مردم نمیکشی

ما شانه می‌کشیم بهر جا که تار موست

...

از تیرگی و پیچ و خم راههای ما

در تاب و حلقه و سر هر زلف گفتگوست

...

با آنکه ما جفای بتان بیشتر بریم

مشتاق روی تست هر آنکسی که خوبروست

...

گفتا هر آنکه عیب کسی در قفا شمرد

هر چند دل فریبد و رو خوش کند عدوست

...

در پیش روی خلق بما جا دهند از انک

ما را هر آنچه از بد و نیکست روبروست

...

خاری بطعنه گفت چه حاصل ز بو و رنگ

خندید گل که هرچه مرا هست رنگ و بوست

...

چون شانه، عیب خلق مکن موبمو عیان

در پشت سر نهند کسی را که عیبجوست

...

زانکس که نام خلق بگفتار زشت کشت

دوری گزین که از همه بدنامتر هموست

...

ز انگشت آز، دامن تقوی سیه مکن

این جامه چون درید، نه شایستهٔ رفوست

...

از مهر دوستان ریاکار خوشتر است

دشنام دشمنی که چو آئینه راستگوست

...

آن کیمیا که میطلبی، یار یکدل است

دردا که هیچگه نتوان یافت، آرزوست

...

پروین، نشان دوست درستی و راستی است

هرگز نیازموده، کسی را مدار دوست

...

پروین اعتصامی

آسایش بزرگان


شنیده‌اید که آسایش بزرگان چیست:

برای خاطر بیچارگان نیاسودن

...

بکاخ دهر که آلایش است بنیادش

مقیم گشتن و دامان خود نیالودن

...

همی ز عادت و کردار زشت کم کردن

هماره بر صفت و خوی نیک افزودن

...

ز بهر بیهده، از راستی بری نشدن

برای خدمت تن، روح را نفرسودن

...

برون شدن ز خرابات زندگی هشیار

ز خود نرفتن و پیمانه‌ای نپیمودن

...

رهی که گمرهیش در پی است نسپردن

دریکه فتنه‌اش اندر پس است نگشودن

...

پروین اعتصامی

آرزوها۱


ای خوشا مستانه سر در پای دلبر داشتن

دل تهی از خوب و زشت چرخ اخضر داشتن

...